خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 11:33

نازم به این خدا که گنهکار می خردهر روزه دار را دَم افطار می خرد باآبروی رفته به میهمانی آمدمهربار آبروی مرا یار می خردیک لحظه ام کنار نزد پرده ی مرابا احترام حضرت ستار می خرد من روی آمدن به ضیافت نداشتماما دلم خوش است که غفار می خرد اشک جوان ز گونه ی چشمم که می چکدبارگناه او به شب تار می خرد رو میکن

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 11:33

خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود
ز دام خال سیاهش کسی رها نشود

خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار
به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود

جواب ناله ی ما را نمی دهد "دلبر"
خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود

شنیده ام که از این حرف، یار خسته شده
خدا کند که به اخراج ما رضا نشود

مریض عشقم و من را طبیب لازم نیست
خدا کند که مریضی من دوا نشود

ز روزگار غریبم گشته است معلوم
شفای ما به قیامت بجز رضا نشود...

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 13:10

مادر فدای خنده و چشم سیاه تو مانده است چشم خاطره هایم به راه تو کنج اتاق کوچک خانه، به جای من قابی گرفته در بغلش روی ماه تو اردی،بهشت نیست نباشی کنار من اردی،جهنم است بدون نگاه تو یادش بخیر وقت خداحافظی مان می داد بوی یاس، لباس سپاه تو # در پای مادرانه ترین انتخاب خود "بی بی" سپردمش به خودت، در پ

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 13:10

همانطورکه هیچ دونفری پیدانمیشوندکه خطشان یک جورباشد اما میشود کپی

کرد.هیچ دونفری تودنیا نیستندکه مثل هم عاشق باشندوعاشقی کنندمگراینکه

ادابازی عاشقی دربیاورندلطفا خودمان باشیم چه درخط نویسی چه درعاشقی!

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:19

گاهی واژه هایی رو بارها شنیده ویا گفته ایم اما هرگز طعمش وعمق کلمه را لمس

نکرده ایم.بارها توی اشعار (شرحه ) راخوانده ام اماهرگزفکرنمیکردم روزی خودم

بادست خودم هم بنویسم وهم به آن برسم.خیلی تلخ وسخته .خودت بتونی اراده

کنی و با خنجر محبت بی پایان به نفع کس ویا کسانی شرحه شرحه بشوی.

پ.ن:شرحه تکه تکه بریدن گوشت راگویند

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:19

دارم تمرین میکنم .چشمانم تورا دید دروغ بگوید.

لبهایم باتو براستی سخن نگوید.

این تنها راهیست که برجامانده واین همون دروغیست که شایدهیج راست نبایدگفت!

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:19

بیتو به سامان نرسم ، ای سر و سامان همه توای به تو زنده همه من ، ای به تنم جان همه تومن همه تو ، تو همه من ، او همه تو ، ما همه توهرکه و هرکس همه تو ، ای همه تو ، آن همه تومن که به دریاش زدم تا چه کنی با دل منتخت تو و ورطه تو ساحل و طوفان همه توای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم رمز نیستان همه ت

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:19

متنفرم از افراد سهل انگاری که بعدهرخطاو نادانی بلافاصله گاردمیگیرن وتوپ خطارا به

زمین دیگران میندازند.گرچه معذرت خواستن مرده ای زنده نمیکندیتیمی را پدر

دارنخواهدکردام شرم آوراست که همین کارکوچک راهم پشت گوش میندازند.اگر ازاین

شرم بمیرند خیلی زیادنیست.

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:19

یادم باشد
عاشق ِ کسی شوم که
شعر را بلد باشد !

کسی که بفهمد
وقتی ستاره را به چشم هایش،
زمین را به آغوشش
بهار را به بودنش تشبیه می کنم،
یعنی... ؛

دیوانه !
دوستت دارم. . .

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:19

نیش و نوش های دل

دلنوشت روزانه

بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا گیج شدم هدایتم کن بفهمم بدانم گم نشوم

شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ | 9:45 | حوریه |

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:19

منکه درهرشرایطی رای خواهم داد.

وقتی آب نباشد یا قادربه استفاده از آب نباشم تیمم واجب میشود.

وقتی موذن اذان بگوید یعنی ای هشیار برخیزوقت گفتگوبا خداست.

تکلیف را بایدانجام داد.

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:19

اگر به من رأی دهی!!!گر كه شوم انتخاب، فيل هوا مي كنم بهرِ همه مردمان، برج بنا مي كنم مي شكنم شاخِ غول، مُفت، نه با زورِ پول از اوتاوا، تا سئول، بنده شنا مي كنم مي پزم آشِ انار، چاشني آن خاويار صحبتِ دوغ و خيار، در همه جا مي كنم تا ببرد بر تو رشك، ريزد از اين رشك، اشك پيش رقيبِ تو، كشك، تويِ غذا مي ك

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:19

از غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که در هجر رخش داد کشمداد و بی داد که در محفل ما رندی نیست که برش شکوه برم، داد ز بیداد کشم شادیم داد ، غمم داد و جفا داد و وفا باصفا منت آن را که به من داد کشم عاشم ، عاشق روی تو ، نه چیز دگری بار هجران و وصالت به دل شاد ،کشم در غمت ای گل وحشی من ، ای خسر

برچسب: نویسنده: هلیا اسدیان تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 17:19

صفحه بندی